چهار دست و پا رفتم
عزیز دل لیلا ،نفس و عشق لیلا تو بزرگ و بزرگتر میشی و مامانیت شاد و شادتر از داشتن فرشته کوچولویی مثل تو هر روز خدا رو هزاران بار شکر می کنم که بهم لطف کرد و من شدم مامان خوشمزه ترین پسر دنیا آروین کوچولوی ناز عزیزکم ،آروین عزیزم از شش ماهگیت همه سعی خودت رو بکار می گرفتی و خودت رو روی زمین می کشیدی و سینه خیز می رفتی اولا خیلی زود خسته میشدی و وسط راه ول می کردی و ترجیح میدادی غلت بخوری و با سرعت بیشتر به سوی ناشناخته ها حمله کنی تازگیها دست رو زیر سینه ات می ذاشتی و این کار با سرعت و کیفیت بهتر انجام می دادی و مامان و بابای عاشقت قربون صدقه ات می رفتند این هفته مامانی یه چند روز مرخصی گرفته بود تا بیشتر با پسر کوچولوش باشه و...
نویسنده :
لیلا و علی
1:29









